ایمانِ کافر
برای این که بت پرست نباشی، کافی نیست که بت ها را شکسته باشی؛ بایستی خویِ بت پرستی را ترک گفته باشی. نیچه

Thursday, December 30, 2004

...
- A matter of words, perhaps. But words are important.
- Where words are iportant?
- If you can not say what you mean, you magesty, you will never mean what you say; and the gentelman should always mean what he says.
...

"The Last Emperor"


********************************************************

Monday, December 27, 2004

********************************************************

Friday, December 03, 2004

برایِ فرار از زیرِ بارِ مسئولیت ها، چه بهانه ای بهتر از خدا؟!


********************************************************

Tuesday, November 30, 2004

تصور کن آلتِ تناسلی من هم عینِ خودت بود! بازم دوستم داشتی؟!



********************************************************

Saturday, November 27, 2004

برای این که به راه خودمان ایمان داشته باشیم، لازم نیست ثابت کنیم راهِ دیگران غلط است.



********************************************************

Thursday, November 25, 2004

از دین اشکال نگیرید دوستان، کُمپلت بذاریدش کنار.
امام روانی



دوست داشتن بهترین شکل مالکیت است و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن.
ژوزه ساراماگو، قصه ی جزیره ی ناشناخته.



********************************************************

Sunday, November 21, 2004

********************************************************

Monday, November 08, 2004

Successful people are always looking for opportuntunities to help others. Unsuccessful people are always asking, 'What in it for me?'
Brian Tracy



********************************************************

Monday, September 13, 2004

Never say I love you, If you don't really care
Never talk of feelings, If they aren't really there
Never hold my hand, If you mean to break my heart
Never say forever, If you ever plan to part
Never look into my eyes, If you are telling me a lie
Never say hello, If you think you'll say goodbye
Never say that I'm the one, If you dream of more than me
Never lock up my heart, If you don't have the key



********************************************************

Thursday, September 09, 2004

آنچه دیروز فوق العاده بود، امروز عادی است و فردا مبتذل.
احسان طبری



********************************************************

Monday, August 30, 2004

HEAVEN is when u have:

1.AMERICAN salary
2.BRITISH home
3.CHINESE food
4.GERMAN car
5.IRANIAN wife

HELL is when u have:

1.AMERICAN car
2.BRITISH wife
3.CHINESE home
4.GERMAN food
5.IRANIAN salary



********************************************************

Wednesday, August 18, 2004

A break up is like a broken mirror. It´s better to leave it broken, than hurt yourself trying to fix it



********************************************************

Monday, August 16, 2004

راجع به "راجب"
(گفتار زیر را از وبلاگِ دوستِ بسیار عزیزی برداشته ام، و به جز تغییراتِ کوچکی که در آن داده ام، عینن همان است. ابتدا می خواستم تنها لینکش را اینجا بگذارم، اما دلم نیامد)
1 - لحظه ‏ای به واژه یِ "راجب" دقت كنيد. از كجا آمده است؟ آيا اسمِ فاعل "رجب" است؟! نه. اين همان عبارتِ "راجع به" است. ما که اين چنين ياد گرفتيم. حالا در جستجوگرِ گوگل، "راجب" را در صدها سايت ببينيد! من شخصن مدت هایِ زیادی ‏ست در حيرتِ تحولِ سريع در املایِ اين عبارت به سر مي‏برم!
2 - معنیِ "مضموم" چيست ؟ واژه يا حرفی كه حركتِ "ضمه" دارد ؟... اين يكی از معانیِ آن است. معانیِ ديگر آن "مذموم" و "مضمون" است!
3 - در مورد واژه یِ "پاكات" كه با وجودِ حرف "پ" ثابت می شود که عربی نيست، اما جمعِ مكسرِ عربی روی واژه‏ای لاتين است، چه نظری داريد؟ (قابلِ توجهِ آگهی‏ دهندگانی كه بیشتر هم سازمان هایِ دولتی و شركت هایِ معتبر و پرادعا هستند!)
4 - حالا می توانيد كمی بخنديد و برويد. بدرود!
5 - اگر به خواندن ادامه داده‏ ايد، به اين فكر كنيد كه در كنارِ شادمانی به خاطرِ تعدادِ زيادِ كاربران و توليدكنندگانِ اطلاعاتِ اينترنتیِ فارسی، شايد بد نباشد كمی هم نگرانِ آينده یِ زبان فارسی باشيم.
6 - تخمين ميزنم سطحِ تحصيلاتِ بيش از نود در صدِ كاربرانِ اينترنت در ايران، بالاتر از راهنمايی، و سطحِ تحصيلاتِ بيش از نود و پنج در صدِ توليد كنندگانِ اطلاعاتِ فارسی زبانِ اينترنت، بالاتر يا مساویِ ديپلم باشد. پس ما نمی توانيم چنين مسایلی را با كم ‏سوادیِ كاربرانِ اينترنت توجيه كنيم! بلكه برعكس، سوادِ اين افراد كه اغلب پشتِ كنكوری، دانشجو، مهندس، معلم يا دارای تحصيلاتِ دانشگاهی هستند، از متوسطِ سوادِ جامعه بالاتر است. يعني اگر سواد و فرهنگِ اين قشرِ فرهيخته را آيينه یِ كلِ جامعه فرض كنيم، خيلی هم خوش‏ بينانه عمل كرده‏ايم. پس با خوش ‏خيالی بگوييم كه اينترنت، آيينه یِ سواد و فرهنگِ جامعه یِ ماست؛ آيينه‏ ای كه شعار نمی ‏دهد و دروغ نمي گويد و آمارِ جعلی سر هم نمی ‏كند. اما يادمان باشد اوضاعِ كل جامعه، از جامعه یِ اينترنتیِ مان خرابتر است!
خاطره ای يادم آمد: يك روز در شمالِ همين تهران كه پايتختِ كشور است، برایِ خريد روزنامه به يك كيوسکِ روزنامه ‏فروشي رفتم. همان موقع خانمي كه فقير و بی سواد هم به نظر نمی ‏رسيد، از آن روزنامه‏ فروش پرسيد: روزنامه ‏یِ كثيرالانتشار داريد؟ گفت: نه و آن زن رفت. من داشتم از تعجب شاخ در مي‏آوردم. پرسيدم: روزنامه‏ یِ كثيرالانتشار چی هست و چرا گفتی نداری؟ گفت: خيلی از مردم (و فقط موقعِ اعلامِ نتايجِ كنكور) چنين سوالی مي‏پرسند!!!
7 - در مورد فرهنگ: مقايسه یِ بييندگانِ سايت هایِ مسخره و مستهجن، كه صدها يا هزاران برابر سايت هاي مربوط به فرهنگ، اعم از دانش و پژوهش و هنر و دين و اخلاق است، خود گويایِ همه چيز است؛ اما من در ادامه یِ اين بحث، اين موضوع را رها می كنم!
8 - در مورد غلط هایِ رايج در اينترنت، يك نكته یِ غم‏ انگيز قابلِ اشاره است و آن اين كه با جستجو در گوگل مي‏بينيم بسياری از اين دسته ‏گل ها، توسطِ سايت های مربوط به دولت، خبرگزاری ‏ها و روزنامه‏ ها و نشرياتِ رسمي و معتبر، هنرمندان و پژوهشگرانِ دانش و فلسفه و تاريخ و تمدن و... به آب داده شده است. خودتان جستجو كنيد و ببينيد! با واژه هایِ غلطِ "بيمه‏گذار" و "خبرگذاری" شروع كنيد، بد نيست.
9 - نكته یِ ديگر اين كه به دليل ترتيبِ قرار گرفتنِ حروف فارسي رویِ صفحه‏ كليد، اين اشتباهات را نمی توان اشتباهِ تايپی ناميد!!!
10 - نتيجه یِ وحشتناک: جامعه یِ جوان ما در حال كم‏ سواد شدن است! نمي‏گويم كم‏ سواد بوده‏ است، چون مي دانم نبوده‏ است! قابل توجه اين ها: آموزش و پرورش، وزارتِ علوم، فرهنگستان، متوليانِ خودخوانده یِ فرهنگِ جامعه، دوستانِ عزيزی كه فقط دنبالِ پالايش(فيلتر‏كردن) هستند...
11 - اگر كسی می خواهد اين تحقيق را ادامه بدهد، در هنگامِ جستجو در گوگل يادش باشد:
اول اين كه گوگل، واژه‏ هایِ فارسیِ برعكس را هم پيدا ميكند! كه نبايد حساب شود. مثلن من با جستجویِ تساعد (شكل غلط واژه ی تصاعد ) ديدم گوگل عبارتِ "دعاست" را هم حساب كرده است.
دوم اين كه گاهی نويسنده، عمدن واژه ای را غلط نوشته است.
سوم اين كه ممكن است که گوگل، عبارتِ مورد نظر ما را در صفحات زبان ديگری(مثلن عربی) هم پيدا كند، كه نبايد حساب شود.
چهارم اين كه گاهی عبارت يا واژه ی غلطی كه گوگل پيدا و محاسبه می كند، در واقع درست بوده است. مثلا "شبه" شكلِ غلط "شبح" است، اما در عبارت هایِ "شبه‏ رسانا" يا "مسافرتِ يك‏ شبه" درست است، اما گوگل تفاوتِ اين دو را باز نمي‏شناسد.
12 - گزارشِ پژوهش: تقسيم‏ بندیِ غلط های مرسوم در اينترنت (يعني جامعه) از اين قرار است:
12/1: اشتباهات دستوری مانند آوردن "را" در انتهایِ جمله یِ توصيفی ("كتابي كه فرستادی را خواندم"! به جایِ "كتابی را كه فرستادی خواندم") و مانند حذفِ بی موردِ فعل ("به كلانتری اطلاع و ماموران اعزام و مظنون را دستگير كردند"!... البته "ماموران اعزام و موفق به دستگيریِ مظنون شدند" درست است؛ چون فعل اول به دليل يكسان بودن با فعلِ دوم قابلِ حذف است)
توضيح : به نظر من، علاقه یِ مفرط به اين هر دو اشتباه، اوجِِ تفاهمِ آحادِ ملت و دولتِ ما، از خُرد تا كلان است! يعنی گمان نمی ‏كنم در هيچ جایِ ديگر در هيچ موردِ درست يا اشتباهي اينقدر هماهنگ باشيم!
12/2: استفاده یِ بی ‏مورد از واژه ‏هایِ غيرفارسی كه معادلِ فارسیِ مناسب و مرسومی دارند: "سرچ" به جایِ "جستجو"، "ديتا" به جایِ "داده".
توضيح: اصرارِ بی ‏موردِ فرهنگستان و صداوسيما، بر استفاده از واژه هایِ جايگزينی كه دير پيدا شده ‏اند مانند: "رايانه"(به جای "كامپيوتر") و "دورنگار" و "دورنويس" (به جایِ "فَكس". دو تا كلمه! چند نفر به يك نفر؟) و "چرخ‏ بال" و "بال ‏گرد" (به جای "هلیکوپتر")، تاثيرِ عكس دارد.
توضيحِ تصويری: قاچ زين را بچسب، اسب سواری پيشكش.
12/3: سرگرداني در املایِ واژه هایِ خارجی("تلوزيون" يا "تلويزيون") و حتا فارسی("زرتشت" يا "زردشت"، "كوروش" يا "كورش": خوب است كه اين هر دو نفر، آدم هایِ مهمی بوده‏اند! هنوز معلوم نيست اسمشان را بايد چگونه بنويسيم!). جالب اين كه: واژه یِ "كورش" در هر دو شكل آن، 8000 مورد در اينترنت پيدا شد و واژه یِ "خفن"، 9000 مورد! البته به نظرم موفقيت طراحان و كاربرانِ كلمه یِ "خفن" و خصوصياتِ خودِ اين كلمه از نظرِ موسيقيايی و راحتیِ تلفظ و... بايد توسطِ فرهنگستان موردِ بررسي قرار گرفته و در واژه ‏سازی هایِ بعد از اين، استفاده شود؛ تا شاهدِ اختراعاتی مانندِ عبارتِ "خودروِ بزرگِ جمعی" (به جایِ "اتوبوس") نباشيم.
12/4: اشتباهاتِ مربوط به نحوه یِ تلفظ: "راجب" (به جایِ "راجع به". 1800 مورد در اينترنت پيدا شد)، "دردودل"(به جایِ "دردِ دل")، "دردوسر"(به جایِ "دردسر")، "بالطبع"(به جایِ "بالتبع". البته هر دو عبارت درستند، ولی معانی متفاوت دارند. "بالطبع" يعني "طبيعتن" و "بالتبع" يعني "در نتيجه")
12/5: عبارت های پوچ و مسخره: "لازم به ذكر است"(به جایِ "شايان يادآوری است". دوستان عزيزی كه همچنان مايلند طرفدارِ "لازم به ذكر" باشند، بهتر است دستِ کم رویِ حرفِ "ک"، علامتِ ساكن بگذارند)، "ايفاد مي‏گردد"(به جایِ "تقديم می شود")، "حول و حوش"( به جایِ "پيرامون". ضمنن اين عبارت، شبيهِ "حولِ وحوش" به معنیِ "اطراف وحشی ها" است!)
12/6: واژه هایِ فارسی كه به صورتِ عربی تغيير می يابند: "بی ‏رويه"، "خوبيت"، "گاهن"، "گزارشات"(16000مورد!)، "پيشنهادات"(37000مورد!)، "پاكات".
12/7: واژه در معنیِ غير درست: "پليس به او مظنون شد" يا "مشكوك شد"(به جایِ "پليس به او ظنين شد").
12/8: املایِ غلطِ واژه ها(اكثرن در مورد واژه هایِ عربی، و نشان ‏دهنده یِ اين كه آموزشِ آموزگارانِ زبانِ عربی در مدارسِ راهنمايی و دبيرستان، بازدهی ای در حدِ صفر دارد!):
"دسته من"! يا "كتابه تو"!(به جایِ "دست من" و "كتاب تو": اين اشتباه به گونه ای غريب در حالِ گسترش است. عبارتِ "وبلاگه من" را جستجو كنيد و ببينيد!)،
"متغيير"(متغير)، "مرحم"(مرهم)، "توجيح"(توجيه)، "حظور"(حضور)، "طلقی"(تلقی)، "مضموم"("مذموم" يا "مضمون"!)، "تعوری"("تئوری")، "زره"(به جایِ "ذره")، "مرغوم"(مرقوم)، "خاروبار"(خواربار)، "حول شدن"(هول شدن)، "اجهاف"(اجحاف)، "مغابله"(مقابله)، "شباحت"(شباهت)، "ملاحزه"(ملاحظه)، "غيافه"(قيافه)، "مغايسه"(مقايسه)، "منازره"(مناظره)، "نامهرم"(نامحرم)، "تساعد"(تصاعد)، "شبه"(به جایِ "شبح").
"سپاس‏ گذار" و "بيمه‏ گذار" و "خبر‏گذاری" و "خدمت‏ گذار" و "نمازگذار" و "گذارش"(كه بايد با "گزار" نوشته شوند. چون فعل "گزاشتن" معنیِ "به جای آوردن" و "گذاشتن" معنیِ "قراردادن" يا "اجازه دادن" مي‏دهد. ضمنن اشتباه در جهتِ عكس هم ديده مي‏شود. "گذشتن" هم با اين دوتا فرق مي كند؛ پس "گذار" يا "گزار" به جایِ "گذر" غلط است: "اگر گذارت اين ‏طرف افتاد").
يك پيشنهاد: آموزگارانِ زبانِ عربی، به جاي اين همه تاكيد بر صرفِ فعل هایِ معتل و اعرابِ واژه ها در جمله هایِ عربي، اندککی هم دانش‏آموزان را با ريشه یِ واژه هایِ عربي كه واردِ فارسي شده اند(و بسياری هم در اصل از فارسی گرفته شده‏ اند)، آشنا كنند. مثلن "كالبد" فارسي كه در عربي به صورتِ "قالب" درآمده است؛ "كانون" كه به صورتِ "قانون" واردِ عربی شده است؛ "پرديس" كه به صورتِ "فردوس" وارد زبان عربي شده ‏است. آموزگارانِ ادبياتِ فارسی، به جایِ واداشتنِ بچه‏ها به حفظِ تاريخِ تولد و مرگ آدمها و نامِ كتاب هايشان و معاصرانشان، قدری آنان را با ريشه و لطافت و زيبايیِ واژه هایِ فارسیِ سره آشنا كنند:
"شهريار" يعنی "يارِ مردمِ شهر"، "پروردگار" يعنی "پرورش‏دهنده"...



********************************************************

Friday, July 09, 2004

Dear Tech Support:

Last year I upgraded from Girlfriend 7.0 to Wife 1.0.
I soon noticed that the new program began unexpected
child processing that took up a lot of space and
valuable resources.

In addition, Wife 1.0 installed itself into all other
programs and now monitors all other system activity.
Applications such as Poker Night 10.3, Football 5.0,
Hunting and Fishing 7.5, and Racing 3.6 no longer run,
crashing the system whenever selected. I can't seem to
keep Wife 1.0 in the background while attempting to
run my favorite applications. I'm thinking about going
back to Girlfriend 7.0, but the uninstall doesn't work
on Wife 1.0.
Please help!
Thanks,
A Troubled User.


REPLY:
Dear Troubled User:

This is a very common problem that men complain about.
Many people upgrade from Girlfriend 7.0 to Wife 1.0,
thinking that it is just a Utilities and Entertainment
program.
Wife 1.0 is an OPERATING SYSTEM and is designed by its
Creator to run EVERYTHING!!! It is also impossible to
delete Wife 1.0 and to return to Girlfriend 7.0. It is
impossible to uninstall, or purge the program files
from the system once installed.

You cannot go back to Girlfriend 7.0 because Wife 1.0
is designed to not
allow this.
Look in your Wife 1.0 manual under
Warnings-Alimony/Child Support." I recommend that you
keep Wife1.0 and work on improving the situation. I
suggest installing the background application "Yes
Dear" to alleviate software augmentation.

The best course of action is to enter the command C: \
APOLOGIZE. Because ultimately you will have to give
the APOLOGIZE command before the system will return to
normal anyway.

Wife 1.0 is a great! program, but it tends to be very
high maintenance.
Wife1.0 comes with several support programs, such as Clean
and Sweep 3.0, Cook It 1.5 and Do Bills 4.2.

However, be very careful how you use these programs.
Improper use will cause the system to launch the program Nag Nag 9.5.


********************************************************

Sunday, June 27, 2004

1. دوستِ روان پزشکی دارم که معتقد است فيمينيسم نوعی بيماری است. يک بار که خودش حواسش نبود، دفترچه یِ يادداشتش را خواندم .

اسم بیماری: فمینیسم

علائم: احساس اجحاف شديد که موجب آن جنس نر است

واگیری: بشدت واگیر است - اولش میگویند من فمینیست نیستم و حرفهای فمینیست ها را می زنند .بعدش هم می گویند من کمونیست نیستم ولی باز حرفهای فمینیست ها را میزنند.

راه حل: تمام ظرف ها را باید مردها بشویند- لباس زیر باید توسط مردها شسته شود- قبل از عید موقع خانه تکانی یک زهره چشم از مردها گرفته شود- از تیم محبوب فوتبال مردها بشدت انتقاد شود و سایر راه حل های پیشنهادی توسط فمینست ها

ارنستو چه گوارا!!!

2. اول آمدند سراغ کمونیست‌ها، ولی من کمونیست نبودم، بنابراین چیزی نگفتم. بعدش آمدند سراغ سوسیال‌دمکرات‌ها، ولی من سوسیال‌دموکرات نبودم، بنابراین هیچ‌کاری نکردم. بعدش آمدند سراغ سندیکاهای کارگری، ولی من که جزو سندیکا نبودم. بعدش آمدند سراغ کلیمی‌ها، من کلیمی نبودم و کار مهمی نکردم. وقتی آمدند سراغ خودم، دیگر کسی باقی نمانده بود از من دفاع کند!
"کشیشِ پروتستان مارتین نیمولرِ در دوران نازیها و رهبر هیتلر"


********************************************************

Wednesday, June 23, 2004



سانسور در اینترنت، یعنی توهین به شعور انسان.
مخافت خود را با امضای این طومار، اعلام کنید.


********************************************************

Monday, June 21, 2004

از یه بسیجی می پرسن: دلت میخواد که ایران تویِ مسابقاتِ جهانی، چه مقامی بیاره؟
می گه: مقام معظم رهبری!

یه بسیجی رویِ پیغامگیر تلفنش، این پیام رو گذاشته بود:
لطفن پس از شنیدنِ سوره یِ بقره، پیغام خود را بگذارید!

میدونید بسیج مخفف چیه؟
بنیادِ سازماندهیِ یه مشت جوجه!



********************************************************

Friday, June 18, 2004

To realize
The value of a sister
Ask someone
Who doesn't have one.

To realize
The value of ten years:
Ask a newly
Divorced couple.

To realize
The value of four years:
Ask a graduate.

To realize
The value of one year:
Ask a student who
Has failed a final exam.

To realize
The value of one month:
Ask a mother who has given birth to a premature baby.

To realize
The value of one week:
Ask an editor of a weekly newspaper.

To realize
The value of one hour:
Ask the lovers who are waiting to meet.

To realize
The value of one minute:
Ask a person who has missed the train, bus or plane.

To realize
The value of one-second:
Ask a person who has survived an accident.

To realize
The value of one millisecond:
Ask the person who has won a silver medal in the Olympics.......

Time waits for no one. Treasure every moment you have.
You will treasure it even more when you can share it with someone special.

To realize the value of a friend:
Lose one.


********************************************************

Tuesday, June 01, 2004

? You know what
You are sweet
You are cool
You are handsome
You are hot
You are sexy
You are like a dream
You are lovely
You are wonderful
You are perfect
: And I have something to tell you
I'm BETTER





********************************************************

Monday, May 03, 2004

********************************************************

» خانه